محمد الريشهري
517
حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)
و در اثر كجفهمى راوى ، بدين گونه كه ملاحظه مىشود ، تحريف شده است . گفتنى است كه روايت عيسى بن ابى حمزه ، مؤيّد اين تحليل است . او مىگويد : مردى به امام صادق عليه السلام گفت : فدايت گردم ! مردم مىگويند كه عمر دنيا هفت هزار سال است . امام عليه السلام ضمن ردّ اين سخن و ارائه توضيحاتى در مورد آنچه پيش از آفرينش آدم در زمين روى داده ، فرمود : ثُمَّ بَدَأَ اللّهُ فَخَلَقَ آدَمَ ، وَ قَدَّرَ لَهُ عَشرَةَ آلافِ عامٍ ، وَ قَدْ مَضى مِن ذَلِكَ سَبعةُ آلافِ عامٍ ومِئَتانِ وَأنتُم فى آخِرِ الزَّمان . « 1 » آن گاه خداوند ، آغاز كرد . پس آدم را آفريد و براى او ده هزار [ سال ] مقرّر كرد و از آن ، هفت هزار و دويست سال مىگذرد و اكنون شما در آخِر زمان به سر مىبريد . علّامه سيّد محمّد حسين طباطبايى در اين باره آورده است : تاريخ يهود مىگويد كه عمر نوع بشر ، به فراتر از قريب هفت هزار سال نمىرسد . اين مطلب ، چندان هم بىوجه نيست ؛ چرا كه اگر ما زن و مردى را در نظر بگيريم كه داراى عمر متوسّطى بودهاند و با مزاج معتدل زيستهاند و در وضعيت ميانگينى از امنيت و فراوانى و رفاه و ساير عوامل و شرايط تأثيرگذار در زندگى قرار داشتهاند ، آن گاه در نظر بگيريم كه آن دو با هم ازدواج كرده و در وضعيت متوسّط و متناسب ، توليد نسل كردهاند و دقيقا همين فرض را درباره فرزندانشان ( چه دختر و چه پسر ) ، بر حسب آنچه از ميانگين حال انسانها به دست مىآيد ، در نظر بگيريم ، خواهيم ديد كه دو نفر اوّلى كه ابتدا در نظر گرفتيم در يك قرن ( در سر سده ) ، متجاوز از هزار نفر شدهاند ؛ يعنى هر يك نفر در طول يكصد سال ، به قريب پانصد نفر افزايش پيدا كرده است .
--> ( 1 ) . تفسير العيّاشى : ج 1 ص 31 ح 8 .